تبليغاتX
آفتاب مهربانی
صدای دل

 

 

 

 

سلام...

این بار میخوام این نامه رو برای تو بنویسم...برای تویی که

پاره تنم بودی...فامیلم بودی، دوستم بودی، اصلا جای خواهر

نداشته ام بودی یا نه شاید مثل بچه ام بودی!!!

دوستت داشتم، خیلی زیاد...ولی تو چی؟! چیکار کردی؟!

دو ساله که رفتی و ندیدمت...یعنی هیچ کس ندیدتت...

اصلا نمیدونم گناه ما چیه که خودتو ازمون پنهون کردی...به

بهونه اینکه حوصله کسی رو نداری دیگه به دیدن کسی نمیای!!!

بهت گفته بودم که من هر چقدر که عاشق تنهایی باشم و هر

چقدر هم دوست داشته باشم که تو تنهاییهای خودم باشم ولی به

صله رحم معتقدم...و معتقدم که باعث برکت زندگی میشه!!! نگفته بودم؟؟!!!

 حالا هم مطمئنم این قطع صله رحم باعث شده که اینطوری برکت از زندگیت

پر بکشه!!!

شدی مثل یه مرده متحرک...فقط وقتی کسی تو فامیل می میره

میای تو مراسمش شرکت می کنی!!!شدی مرده پرست!!!

آقا امیر جوون مرگ که یادته...اومدی تو مراسم ختمش؟؟؟!!!

حالا این دفعه نه به خاطر خودم، به خاطر یکی از عزیزترینهامون

قسمت میدم که برگرد...خودتو نشون بده...

اون قسمتی از خاطرات بچگیمونه!!! یادت که میاد؟؟؟!!! لعنتی!!!

 اون داره می میره...داره جوونمرگ میشه!!!

خون بالا میاره.... دیگه نمیتونه راه بره...به جون هر کسی که دوستش داری

قسمت میدم که برگرد...نذار دیر بشه!!!!

اگر این دفعه هم دیر برسی...وقتی برسی که دیگه همه چیز تموم

شده باشه...دیگه نمی بخشمت...

این بار بهت میگم حق نداری تو مراسم مرگ من شرکت کنی...حق نداری!!!

اینو به همه اطرافیانم میگم که بهت اجازه ندن که بیای...

تو رو به خدا برگرد....

 

پیام نوشت:

بچه ها! دوستای خوب و مهربونم!

شما رو به همون خدای بزرگ قسم اگر رابطتون رو با فامیل و دوستاتون

قطع کردید هر چه زودتر به جمعشون برگردید...نذارید دیر بشه...

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 10:2 قبل از ظهر  توسط مائده   | 

سلام نام زیبای خداوند...

سلام نام زیبای خداست...نامی که ما هر روز و به دفعات

بر زبانمون جاری می کنیم...و وقتی جواب سلام طرف مقابلمون

رو میدیم، میگیم سلام علیکم...یعنی خدا بر شما باد...خدا همراه

شما باد...

تا حالا توجه کردیم که این جواب یعنی یک دعا برای طرف مقابلمون؟!

یک دعای خیلی خیلی قشنگ...

و حالا من هم به همه شما دوستای عزیزم میگم: سلام بر شما

دوستای خوب و عزیزم...

زیبا! سلام...

زیبا! هوای حوصله ابریست...

چشمی از عشق ببخشایم، تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا!

زیبا! کنار حوصله ام بنشین...

بنشین مرا به شط غزل بنشان...

بنشان مرا به منظره عشق!

بنشان مرا به منظره باران!

بنشان مرا به منظره رویش!

من سبز می شوم...

زیبا! من با تو آغاز کرده ام عشق را...

در هر کجای عشق که هستی آغاز کن مرا...

 

دل نوشت:

زیبا! خداست...

شاعر؟

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط مائده   | 

میدونی میخوام کجا برم؟

                                     میدونی میخوام چیکار کنم؟

اونجا که گنبدش طلاست، با کفتراش پر بزنم

                                     دوستش دارم، اماممه در خونشو در بزنم

بعضی شبا تو خونمون، بابام به مادرم میگه

                                       میخوام برم امام رضا، بدجوری دلم تنگه دیگه

بابام میگه امام رضا مریضا رو شفا میده

                                       دوای درد مردمو از طرف خدا میده

میخوام برم به مشهد و یه هفته اونجا بمونم

                                        تو حرم امام رضا نماز حاجت بخونم

بهش بگم امام رضا، مریضا رو شفا بده

                                       دوای درد مردمو از طرف خدا بده

 

 

سلام امام رضاجانم

چی بگم...از کجا بگم...از عزیزترینهام بگم!!!

آقاجون چی بگم از دردهای دلم...تو که که میدونی اون

چقدر درد میکشه!!!

آقاجون شما رو به دامان پاک معصومه فاطمه (س)، یا

از خدا شفای دردش رو بگیرید یا اینکه از خدا بخواید زودتر

راحتش کنه...اون تحمل این همه درد رو نداره...اون پاکه...

میدونی که چه کسی رو میگم...من که دستم از ضریحت

کوتاست...از همینجا...از همین راه دور از طرف اون درداش

رو فریاد میزنم...جون نداره...کمکش کن

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 9:49 قبل از ظهر  توسط مائده   | 

یکی از خصلتهای بد من یا کسایی که اطرافم می بینم

خود نمائیه...اینکه خصلت خوبتو یا چیزی رو که داری بخوای

به بهترین شکل به دیگران نشون بدی...

کسایی رو اطرافم می بینم که با علم زیادشون به دیگران

فخر می فروشند و طوری خودشون رو نشون میدن که

دلشون میخواد دیگران با تحسین بهشون نگاه کنند...یکی

این کار رو با ایمانش انجام میده...یکی با ثروت و خیلی

چیزهای دیگه که شاید الان به ذهنم نرسه ولی یه حدیث خوندم

که در اون خداوند گفته که در روز قیامت چه بلایی سر این

افراد میاد...با خوندن این حدیث واقعا تمام تنم لرزید...

در این حدیث آمده که:

حضرت رسول (ص) فرمود: اولین کسی که در روز رستاخیز

به اعمالش رسیدگی خواهد شد، مردی است که شهید شده

است. او را می آورند و خداوند عنایات و نعمتهایش را بر وی نمایان

کرده و آن شخص نعمت ها و عنایتهای خداوند را تصدیق خواهد کرد.

خداوند خواهد گفت:

«و تو با آن نعمتها چه کردی؟»

آن جهادگر خواهد گفت: " من برای تو جهاد کردم تا این که به شهادت

رسیدم".

خداوند خواهد گفت:

« دروغ می گویی!!!تو جنگیدی، اما برای آنکه درباره ات بگویند:

او با شهامت است....و چنین نیز گفتند»

سپس امر خواهد شد تا او را با صورت بکشند تا به آتش جهنم

در افتد.

دیگری، مردی است که علم آموخته و تدریس کرده، و قرآن را از

حفظ می خوانده است. او را می آورند و خداوند عنایات و نعمتهایش

را بر وی نمایان کرده و آن شخص نعمت ها و عنایتهای خداوند را تصدیق

خواهد کرد.

خداوند خواهد گفت:

«و تو با آن نعمتها چه کردی؟»

آن عالم خواهد گفت: "من علم آموختم و آن را تعلیم دادم و به

خاطر تو قرآن را از حفظ کردم."

خداوند خواهد گفت:

« دروغ می گویی!!! تو علم آموختی برای آنکه درباره ات بگویند

او عالم است و قرآن را حفظ کردی برای آنکه بگویند او حافظ

قرآن است...و چنین نیز گفتند»

سپس امر خواهد شد تا او را با صورت بکشند تا به آتش جهنم

در افتد.

دیگری، مردی است که خداوند او را توانگر ساخته و به او هر

گونه ثروتی داده است. او را می آورند و خداوند عنایات و نعمتهایش

 را بر وی نمایان کرده و آن شخص نعمت ها و عنایتهای خداوند را

تصدیق خواهد کرد.

خداوند خواهد گفت:

«و تو با آن نعمتها چه کردی؟»

آن توانگر خواهد گفت: "در هیچ یک از مواردی که دوست داشتی

برای تو انفاق کنم، کوتاهی نکردم."

خداوند خواهد گفت:

« دروغ می گویی!!! تو انفاق کردی اما برای آنکه درباره ات بگویند

او خیر و بخشنده است...و چنین نیز گفتند».

سپس امر خواهد شد تا او را با صورت بکشند تا به آتش جهنم

در افتد.

و این است سر انجام کسانی که به خودنمایی می پردازند...

ریا می کنند و دروغ می گویند....

 

شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) تسلیت باد

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 9:8 قبل از ظهر  توسط مائده   | 

 
تحریم کالای اسرائیلی